سالهاست که بحث در مورد حجاب بیوقفه ادامه دارد و در بحثهای متضاد بین دانشمندان مسلمان و فمینیستها مکرر منعکس شدهاست. برای اولی، حجاب نماد نهایی هویت زن مسلمان است و آن دسته از زنانی که بدون پوشش میمانند از کتاب مقدس و شریعت سرپیچی میکنند، در حالی که دومی موضع تجدیدنظرطلبانهای اتخاذ میکند و اذعان دارد که موضوع پوشش زنان در قرآن مبهم است و باید مورد بررسی مجدد قرار گیرد. فمینیستهای مسلمان مدعی هستند که قوانین حجاب با استفاده از روششناسیهای جدید زبانشناسی و هرمنوتیک باید مورد بررسی قرار گیرد، اما در کنار چالشهای حجاب مسئله حیا در اسلام برای بحث در مورد حکم حجاب در میان مسلمانان بسیار مهم است.
با اینحال، اگر چه حیا گاه توجیه دینی معتبر خود را در قرآن مییابد و میتوان از میل زنان به تقوا الهام گرفت، اما نمیتوان مصادیق آن را در تمام اعمال اجتماعی روزمره خود صرفاً از متون دینی استخراج نمایند. پیوند حیا در بسیاری از جوامع به یک کدرفتاری درهم پیچیده با امر فرهنگی افتخاربرانگیز که احترام و اعتبار خانوادهها را تعیین میکند، زنان را تحت فشار قرار میدهد یا برای رعایت حیا به آنها انگیزه میدهد.
بنابراین در حالی که آداب و رسوم هنجاری هر جامعه و ارزشهای دینی فرمهای مناسب لباس را مشخص میکنند، حجاب در یک بافت فضایی خاص قرار گرفته و تعریف میشود، که به نوبه خود تقسیمبندی افراد را ایجاد میکند که قضاوتهای ارزشی مرتبطی به دنبال دارد. در واقع، پوشیدن حجاب بیانگر یک واقعیت گفتمانی همگن برای زنان مسلمان در سراسر جهان نیست، به نظر میرسد برونداد امر حجاب به بافت فضایی که در آن پوشیده شدهاست و تربیت و نهادهای درونیساز برای فرد بستگی دارد. با وجود این، اشکال مختلف حجاب در زمینههای فضایی مختلف «از اهداف نمادین و عملی رسمی حجاب نشئت میگیرد؛ حفظ حیا و پوشاندن شرم برهنگی».
پژوهشی درباره اعتقاد به حجاب و حیا در بین زنان مسلمانی از اسکاتلند صورت گرفتهاست و طی آن بانوانی که حجاب داشتند، آن را امری مثبت میدانستند که میتوانستند از آن برای کنترل ادراک دیگران و خود و همچنین برخورداری از جایگاه و احترام به آن استفاده کنند. همچنین راهی برای برخی از زنان برای نشان دادن اطاعت خود از ایمان و راهی برای کنترل نگاه مردان بود. این زنان حجاب را نه به عنوان وسیلهای برای طرد، بلکه به عنوان یک منبع قدرت میدیدند. وقتی در یک محیط حجاب وجود دارد به عنوان نمادی از هویت زن مسلمان پرورش یافتهاست.
از سوی دیگر ۱۵ زنی که حجاب نداشتند، بیان میداشتند که حجاب زنان را در موقعیتی مطیع و فرعی به لحاظ اجتماعی قرار میدهد و حبس میکند. در واقع برای برخی از شرکتکنندگان این مسئله دیکته شدهبود که مذهب گفتمان قدرتمندی را برای مردان فراهم کرد تا زنان را از نظر جنسی عینیت بخشند و آنها را به عنوان محافظان جنسیت مردانه تعیین کنند. هر دو گروه معتقد بودند که پوشیدن حیامدارانه برای زنان مهم است، اما درجات مختلفی از پوشش عفیفانه وجود دارد؛ در یک سر طیف، زنان احساس میکردند که این به معنای داشتن حجاب است و در سوی دیگر شامل پوشیدن «مناسب» است که مفهوم برهنگی را تداعی ننماید.
دیدگاههای مشترک زنان در این طرح در مورد حیا، تحتتأثیر صفات زنانه ایدهآلی است که از زنان مسلمان انتظار میرود در فرهنگ اسلامی نشان دهند. این زن مسلمان با حیامداری، پاکدامنی و عدم برهنگی در لباس تعریف میشود. همه این زنان مسلمان در مورد اهمیت جدایی فضای اجتماعی مرد و زن اتفاقنظر داشتند، بنابراین اعتقاد به تفاوتهای جنسی و اجتماعی بین زن و مرد بین آنان مشهود بود، اما تعریف آنان از رفتار حیامدار و عفتورزی در پوشش متفاوت بود که این امر را باید در نوع آموزش اصول و احکام شریعت در ایشان جستوجو کرد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.
دکترای مطالعات زنان
دین امری شخصی است و قلبی و با زور کسی دیندار نمیشود